𝖠𝗌𝗁

بعضی خداحافظیا تا ابد توی ذهن تکرار می‌شن

𝖧𝗈𝗅𝗅𝗈𝗐

این روزها بیشتر از آن‌که زندگی کنم، فقط ادامه می‌دهم؛ شبیه حضوری کم‌رنگ میانِ آدم‌هایی که گمان می‌کنم مرا نه از سرِ خواستن، بلکه از روی عادت تحمل می‌کنند. حسِ ناکافی بودن آرام‌آرام در من ریشه دوانده و خستگی‌ای بی‌نام تمامِ وجودم را پر کرده است. گاهی با خود می‌اندیشم شاید اگر نامرئی بودم هیچ‌چیز این‌قدر سنگین نمی‌شد؛ یا اگر هرگز بزرگ نمی‌شدم، مجبور نبودم بفهمم چگونه انسان می‌تواند در حالی که نفس می‌کشد، دیگر احساسِ زنده بودن نداشته باشد. من هنوز اینجا هستم، اما چیزی درونم مدت‌هاست بی‌صدا خاموش شده است.