𝖬𝗈𝗍𝗁𝖾𝗋'𝗌 𝗀𝗋𝗂𝖾𝖿
𝖠𝗌𝗄𝖺 1404/11/30 ˟ 20:18
توپ، تانک، مسلسل دیگر اثر ندارد
به مادرم بگویید دیگر پسر ندارد...

توپ، تانک، مسلسل دیگر اثر ندارد
به مادرم بگویید دیگر پسر ندارد...

یه روز یه قاصدک تو هوا میزد پرسه...
ناراحت و گریون فراری از لحظه:)
چهل روز است که خورشید طلوع میکند، اما خانههای زیادی هنوز تاریکاند. چهل روز است که رؤیاهایتان زیر خروارها خاک، آرام گرفته و سهم ما، تنها قابعکسهایی است که دیگر با ما حرف نمیزنند. رفتنِ شما، «مرگ» نبود؛ توقفِ نابهنگامِ یک آواز بود در گلو. حالا ما ماندهایم و چهل شب گریه، چهل شب بیخبری و داغی که هیچ خاکی سردش نمیکند.جوان بودید و آرزو داشتید... همین غمانگیزترین شعرِ جهان است.
تسلیت به تمامی مادران و پدران سرزمینم.
